
متن مداحی
داری میری بی یارت، کاشکی میشد برگردی یادته اون روزی که خونمو روشن کردی انگار همین دیروز بود همه بریدن از من غیرِ تو که بی جونی یادته روز اول، گفتی پیشم میمونی انگار همین دیروز بود تو میری و میمونه بار غمت رو دستم یادته بابات دستِ تو رو گذاشت تو دستم انگار همین دیروز بود همهی روزام با تو شبیه یک رؤیا بود یادته بعد از خیبر همه جا حرف ما بود انگار همین دیروز بود حسنمون گریونه با سکوت پر دردش یادته که گفت مادر تا که زبون وا کردش انگار همین دیروز بود اشک حسینت امشب دل منو آتیش زد یادته اشکامونو وقتی به دنیا اومد انگار همین دیروز بود رو لب دخترهامون نالهی، مادر مادر یادته میخندیدن تو آغوش پیغمبر انگار همین دیروز بود جسارت سیلی رو میپوشونه روبندت یادته آروم میشد علی با یک لبخندت انگار همین دیروز بود
نظرات
هنوز نظری ثبت نشده — اولین نفر باش.