
متن مداحی
بتاب بره روم خورشید ماذنه هر جا تو نیستی اونجا مدفنه تو احتضار پر از خجالتم خون رقیّه گردن مَنه چشم یزید، جمال تو سیر دید من نه (لباتو چوب خیزرون بوسید من نه) 2 نیزهها به خاک و خون کشیدنت، یارالی (دارم میآم به دیدنت، یارالی) 2 دیدی غمت امونم رو بُرید کارم به مجلس شراب کشید هر کاری که میشد برات کردم دست از سر تو برنداشت یزید من بمیرم با خیزرون تنها موندی (با دندون شکستهات قرآن خوندی) 2 زدنت غریب گیر آوردنت (زدنت فدای آب نخوردنت) 2 پای هر پنج تن بلا دیدم من تو را روی نیزهها دیدم سر یک نیزهی بلند حسین گیسوان تو را رها دیدم بین جمعیّتی که سنگ زدنت چهرهی چند آشنا دیدم به غذا لب نمیزنم دیگر آخه سَرِ سفره سر تو را دیدم روی تب دست و پای من گم شد تا تو را زیر دست و پا دیدم دور گودال غیر سر نیزه چند تا تکیهی عصا دیدم به نعلهای تازه سپردن تو رو نیزهدارا غریب گیر آوردن تو رو نفس میزدی خون میرفت از تَنِت من بمیرم چرا پشت و رو کردنت به عریانی تو دلم سوخت به پیراهنت رحم نکردن به تن هر چی که داشتی بردن دیگه دنبال چی میگردن (حسینم، حسینم، حسین جان) 2
نظرات
هنوز نظری ثبت نشده — اولین نفر باش.