
متن مداحی
بهخدا بعد اباالفضل علمداری تو چه کسی گفته که در بند گرفتاری تو تو چهل منزل چهل تا درِ خیبر کندی ذوالفقار دودَمِ حیدر کرّاری تو ای اسطورهی وفا زینب ای کنز صبر و حیا زینب تو جانانِ مجتبایی و ای عشقِ شاه کربلا زینب شوکتِ علی و ساقیِ زهرا دختر شیر و دختر دریا خطبه خواندی و همگی دیدند کوفه را کردی محشرِ کبری جبل الصبر، جبل الصبر... کوفه در زیر قدمهات به خود میلرزید گویی انگار دوباره علی را میدید از جلال و جبروت تو همه میگفتند دخترِ شیر یلِ خیبره بیچاره یزید ای بانوی قهرمان زینب بانوی علینشان زینب تالی تِل به حضرت زهرا عشقِ صاحبالزمان، زینب در حریم تو میکنم احساس عطر و بوی سیب عطر بوی یاس تا ابد بیبی پرچمت بالاست عمّهی سادات، خواهرِ عباس جبل الصبر، جبل الصبر... لرزوند مسجد اُمَویو دیدند غیرت علَویو ابروهاش انگار گرهِ علیو داره چادرش حکم زرهِ علیو داره سخنانش طوفان، آیه به آیه قرآن از روی نیزه عباس، میگه عقیله، ای جان بایدم مثل مرتضی قدم برداشت چقَدَر بهش میاد اگر عَلم برداشت کربلا تا شامو محشرِ کبری کرده نقش عباسو خودش یکتنه ایفا کرده جانم یا زینب، جانم یا زینب
نظرات
هنوز نظری ثبت نشده — اولین نفر باش.