
متن مداحی
بدون دخترت رفتی چجوری تو دلت اومد تو رو هر بار صدا کردم جای تو قاتلت اومد چشای تو پر از خون چشای من شده بسته نمیدونم روی گونم دیگه جای کدوم دسته میدید از سر نیزه سر زینب چی اوردن یکی از ما که میافتاد همه با هم زمین میخوردن نپرس از چادرم بابا که هر چی داشتم و بردن میدونستم میای امشب برای خاطر زینب ببین دو تایی میسوزیم تو از آتیش و من از تب دلم میخواست بیام پیشت من و اینجا نمیدیدی همه گفتن سفر بودی چرا بوی تنور میدی چه بابایی چه موهایی پر از خاکستر و خون نخور غصه بابا جونم موی من هم پریشونه یه شب از ناقه افتادم، .... نمیبینم درست روت و آخه چشمای من تاره خونی که رفته از پاهام هنوز رو خاک بازاره رباب از توی اون بازار همش به سینه میکوبه چه چاکی خورده رو لبهات میدونم کار اون چوبه همه چیزایی که دیدم همش واسم عذاب بوده تویی قاری قرآنی که تو بزم شراب بوده ****
نظرات
هنوز نظری ثبت نشده — اولین نفر باش.