
متن مداحی
بدون عشق، بیتی در خورِ املا نخواهد شد که بیاذن قلمِ شاعر غزل انشا نخواهد شد شروع مستی از آنجاست که میخانه برپا شد از آنجایی که جمع میکِشان مِنها نخواهد شد مِی آماده است در ساغر اَدر کاساً بخوان ای شیخ که تا ساقی نفرماید و ناولها، نخواهد شد غزل در وصفِ کوثرآفرینِ بانوی اسلام است که جز در مدح او گفتن زبان گویا نخواهد شد بر آدم همسری آمد بر احمد نیز همتایی چه همتایی که قدر شوکتش حوّا نخواهد شد (یکی مَرد و یکی زن هر دو اما کُفو یکدیگر) ۲ که دریا، رو به رو جز با خودِ دریا نخواهد شد چُنان از عشق میدانم به هم وابستهاند اینها که امروز محمّد در غمش فردا نخواهد شد چه بیهوده است بینامش کلامی بر زبان راندن از اسلامی که بیایثار او احیا نخواهد شد (خدیجه، یک زن است اما به مردان آبرو داده) ۲ که تا او هست در میدان نبی تنها نخواهد شد (اگرچه راویان گفتند زنهایی پیمبر داشت) ۲ زنی غیر از خدیجه مادر زهرا نخواهد شد از او که مادر زهراست زهرا دختری آورد که زن در نسل او جز زینب کبری نخواهد شد نه چون مریم، نه چون حوّا نه چون هاجر، به جز زهرا چه میجویی که در زنها چون او پیدا نخواهد شد (امیرالمومنین یک مَرد و اُمّ المومنین یک زن) ۲ به غیر از این اگر باشد لقب معنا نخواهد شد
نظرات
هنوز نظری ثبت نشده — اولین نفر باش.