
متن مداحی
بد جور دل شکسته ای و گریه می کنی از اشک چهره شسته ای و گریه می کنی بگذار تا عبایِ تو را ما تکان دهیم بر خاکها نشسته ای و گریه می کنی امشب به صبح، امر بفرما طلوع مکن امشب عجیب خسته ای و گریه می کنی خونِ جگر برای شما قوت شب شده با ناله عهد بسته ای و گریه می کنی زنجیرها که پشت تو را زخم کرده اند هر روز بین دسته ای و گریه می کنی هیات تمام شد همه رفتند و تو هنوز یک گوشه ای نشسته ای و گریه می کنی آبی بزن به صورت مادر،ز دست رفت چون مادرت شکسته ای و گریه می کنی ***
نظرات
۰/۲۰۰۰
هنوز نظری ثبت نشده — اولین نفر باش.