
متن مداحی
برای آنکه بیشتر بترسم از حرامیان به تازینهها چقدر پیچ و تاب میدهند همین که میخورم ز ناقهها بر زمین مرا پدر به مو بلند میکنند و به رباب میدهند تو نیستی و لشکری مرا عذاب میدهد عذاب لقمه نانی و عذاب آب میدهد سوال میکنم ز نیزه دارها سرت کجاست ولی به حرفهای بد مرا جواب میدهند تمام پیکرم ز فَرطِ درد تیر میکشد به ناقه هر قدر که بیشتر شتاب میدهند کسی دلش به حال گریههای دخترت نسوخت و پای هیچکس شبیه پای دخترت نسوخت حسین وای، حسین وای میکشم روی زمین پای پر از آبله را تا میان من و تو کم کنم این فاصله را سرِ نیزه، وسط تشت طلا، کنج تنور فرصتی نیست بگیرم سر پر مشغله را کاش دست تو کمی موی مرا شانه کند بلکه آرام کنی دختر بیحوصله را بین بازار به اشکم همه میخندیدند دوست دارند چرا گریهی در هلهله را کاش بودی و مرا باز بغل میکردی کاش بودی که بگیری یقهی حرمله را عمه در هلهلهها گفت کجایی عباس؟ غیرتُ الله بیا ختم کن این قائله را حسین وای، حسین وای
نظرات
هنوز نظری ثبت نشده — اولین نفر باش.