
متن مداحی
برای شاهی که تکوتنها مونده دلگیرم حتی از کسی که ازش جامونده دلگیرم خیلی از خودم از دل وامونده دلگیرم مثلا از بارون واسه خشکیِ لبات دلگیرم حتی از ابری که نداره سایه برات دلگیرم بیشتر از هر چیزی من از امواج فرات دلگیرم حسین جانم، حسین جانم، حسین جانم شلوغه تَه گوادالی و دور بدنت شلوغه چقده دور تن بیکفنت شلوغه قتلگاه لحظه غارت شدنت شلوغه ندیدم، هر چی گشتم ولی انگشترتو ندیدم پیرهنی که داده بود مادرِ تو ندیدم گمونم دیر اومدم که تنتو ندیدم تیغشان مانده بود در گودال با سپر میزدند زینب را زینبو این تن بیسر پیرش کرده حنجر و کندیِ خنجر پیرش کرده نالهی غریبِ مادر پیرش کرده رسیدن، پیرمردا با عصا بالا سرت رسیدن دقیقا تو نفسای آخرت رسیدن نیزهدارها جلو چشم خواهرت رسیدن ثوابه شنیدم یکی میگفت که زدنت ثوابه یکی گفت رد شدن از رو بدنت ثوابه داد میزد غارت اعضای تنت ثوابه رفتی و همسفرم شد شمر بیرحم مایهی دردسرم شد شمر بیرحم دل بیقرارِ من زار نکن چشمای گریون من رو تار نکن سخته شیش تا برادر داشته باشی شمر بگه چی کار بکن چی کار نکن! میگن یکی برات یه کاسه آب آورده ای مادر مُرده، ای مادر مُرده خودت بگو کی پیرهن تازه رو درآورده ای مادر مُرده، ای مادر مُرده وقت نمازه این مَرکبهارو زدن نعل تازه دیره حسینم، داره سنان خیمه میره حسینم من تاب ندارم تو تشنته من ولی آب ندارم مَرکبها سیراب بودن اما هنوز تشنه بودی سه روز تشنه بودی وسط مقتل با آه سینهسوز تشنه بودی سه روز تشنه بودی تشنه جنگیدی، تشنه جون دادی سر پیری به چه روزی آخر افتادی مسخرهت کردن اهل آبادی
نظرات
هنوز نظری ثبت نشده — اولین نفر باش.