
متن مداحی
بَر جانِ خانه، کینهای شُعلهوَر افتاد آنقدر زد، آنقدر زد، آخر دَر افتاد اِیکاش میچرخید از لولا دَر، امّا در وا نَشد، افتاد، روی مادر افتاد میخواست تا در پیشِ نامَحرم نیوفتد میخواست امّا هرچه کرد او آخر افتاد با یاعلی پاشد ولی مولا زمینخورد با یارَسولَاللهِ او پیغمبر افتاد فهمیده بود این باغ، بارِ شیشه دارد آنقدر زد از شاخه سیبِ نوبَر افتاد یک آیه با میخِ در و یک آیه با زَهر یک آیه هم در قتلگاه از کوثر افتاد
نظرات
۰/۲۰۰۰
هنوز نظری ثبت نشده — اولین نفر باش.