
متن مداحی
برسانند اگر تربت دلداران را درمیآرند زِ هر دلهره بیماران را همه سرمایهی یک اهلِ کرامت کَرم است احتیاجی به دِرَم نیست، کَرمداران را در بهشتِ تو چرا حرف جهنم بزنیم قلم عفو بگیرید گنهکاران را سر که گرم است پیِ کار تو دل هم گرم است باز دلگرمِ تو کردند سرِ یاران را کورتر کن گرهام را، نکند باز کنی وا مکن از سرِ خود جمع گرفتاران را گریه تا هست حرام است نماز باران چه خیالیست بگیرند اگر باران را ربالارباب شد، الله صفاتی که رسید شد حسین ابن علی جلوهی ذاتی که رسید بود منظور همان گریه برای ارباب اندر آن ظلمت شب آب حیاتی که رسید ظاهرش کربوبلا، باطنش عرشُ الرّحمان اِذنِ معراج شد آن برگِ براتی که رسید کَرمت دست نینداخت مرا دست گرفت طیّبالله به کشتیِ نجاتی که رسید بیشتر از همه تو گردن ما حق داری به دلیل همهی این برکاتی که رسید لبم از مِهریهی فاطمه سیراب نشد تشنهتر کرد مرا آب فراتی که رسید دل ما خرج که شد قیمت آن بالا رفت سنگ در کنج حرم، قیمت زر میگیرد بهترین سود همین است که در چشمِ تَر است به تو دل میدهد و چند گوهر میگیرد چقَدَر زود درِ خانهی تو ریختهاند وقت خیرات، گدا زود خبر میگیرد بین فرزند و غلامت نگذاری فرقی کَرم تو همه را مدنظر میگیرد چقَدَر فاطمه تشنهست در این شش ماهه اَنَا العطشان تو انگار جگر میگیرد پیروهن نیز به جسم تو افاقه نکند به تو انگار همان بیکفنی میآید
نظرات
هنوز نظری ثبت نشده — اولین نفر باش.