
متن مداحی
بر سینۀ ما صفا بده مهدی جان بر دیدۀ ما ضیاء بده مهدی جان دور سر مادرت بگردان چیزی آن را صدقه به ما بده مهدی جان یا صاحب الزمان... **** (در حرم قصد دلبری دارد هرکسی حال بهتری دارد) ۲ (به همه گفتهام که معصومه گردنم حق مادری دارد) ۲ زائر قم شدیم، یا زهرا این حرم بحث دیگری دارد اگر از زائران نوشته مرا عادت ذره پروری دارد نشده خلق مهربانتر از او بَه که سلطان چه خواهری دارد بنویسید حضرت کاظم چه عزیزی چه دختری دارد **** گل به سر و روی تو از بام ریخت بر جگرم شعله غم شام ریخت زینب قم تاج سر قافله تو نشدی همسفر حرمله زینب قم پیش دو چشم ترت دست نخورده به موی دلبرت زینب قم دخت علی پیر شد گوشۀ گودال زمین گیر شد زینب قم جانم اگر بر لب است درد من از بی کسیِ زینب است عمۀ سادات گرفتار شد ناقه نشین وارد بازار شد عمۀ سادات غرورش شکست نیزه به حلقوم حسینش نشست عمۀ سادات به دستش طناب دیدهاش افتاد به بزم شراب **** زهرا در بسترت به چشم من انگار زینبی آدم سه ماهه انقده لاغر نمیشود **** مُعَصَّبَته الرَّأْسِ آخه مادرم کجا خورده سرش بَاکِیَهَ الْعَیْنِ **** آمد کنار بستر زهرا علی نشست آهی کشید و آینهاش را نگاه کرد خورشید آسمان ولایت ستاره ریخت وقتی نگه به هالۀ اطراف ماه کرد گفت آن سیاه دل که به تو راه را گرفت روی تو را نه روز علی را سیاه کرد
نظرات
هنوز نظری ثبت نشده — اولین نفر باش.