
متن مداحی
بریم مدینه خونهی مولا عیادت مادری خسته که این روزا دلش شکسته جوونه اما گرد پیری رو سر و صورتش نشسته خیال موندن نداره دیگه خیری ندیده از مدینه یه دنیا غم داره تو سینه میکِشه آه سردی تا که غربت حیدرو میبینه بار سفر رو داره میبنده صدای آه علی بلنده چند روزه کارش فقط همینه (تابوتو میبینه و میخنده)۲ (خانم خونهی حیدر مرو زهرا، مرو زهرا، مرو زهرا)۳ (حسن یه گوشه خیره به مادر)۲ زانوی غم بغل گرفته داره به دل حرف نگفته خیلی صبوره اما بازم (کوچهها از یادش نرفته)۲ (روی کبود و چادر خاکی)۲ لکهی خون مونده رو در شده بلای جون حیدر سه ماهه که خانم خونش بیرمق افتاده تو بستر دلش گرفته از این زمونه بهار عمرش رو به خزونه دست شکستش بالا نمیاد (عجّل وفاتی داره میخونه)۲ (خانم خونه ی حیدر مرو زهرا، مرو زهرا، مرو زهرا)۴ تو این روزای آخر عمری رسیده کار بچهها رو کرده همه سفارشا رو با بغضی که داره تو سینه (روضه میخونه این شبا رو)۲ برا حسینش داره میدوزه یه پیرهن با دست لرزون آروم آروم با چشم گریون میگه به زینب عوض من تن حسینم تو بپوشون میاد یه روزی که تَه گودال داداش حسینت میافته بیحال سر همین پیراهن کهنه (میبینی میشه دورش چه جنجال)۲ خانم خونهی حیدر مرو زهرا، مرو زهرا، مرو زهرا...
نظرات
هنوز نظری ثبت نشده — اولین نفر باش.