
متن مداحی
بر خوانِ غَم چو عالَمیان را صَلا زدند اوّل صَلا به سلسلهی اَنبیاء زدند نوبت به اولیاء چو رسید آسمان تپید زان ضربتی که بر سرِ شیرِ خدا زدند آن در که جریئلِ اَمین بود مَحرَمش اَهلِ سِتَم به سینهی خَیرُالنِّساء زدند بس آتشی ز اَخگرِ اَلماس ریزهها اَفروختند و در جگرِ مجتبیٰ زدند وانگه سُرادِقی که مَلَک مَحرَمش نبود کندند از مدینه و در کربلا زدند پس ضربتی کزان جگرِ مصطفیٰ درید بر حلقِ تشنهی خَلَفِ مرتضیٰ زدند اَهلِ حَرَم دریده گریبان، گشوده موی فریاد بر درِ حَرَمِ کبریا زدند **** کشتی شکست خوردهی طوفانِ کربلا در خاک و خون فتاده به میدانِ کربلا گر چشمِ روزگار بر او فاش میگریست خون میگذشت از سَرِ ایوانِ کربلا نگرفت دستِ دَهر، گلابی به غیرِ اشک زان گل که شد شکفته به بستانِ کربلا زان تشنگان هنوز به عَیوق میرسد فریادِ اَلعطش ز بیابانِ کربلا بودند دیو و دَد همه سیراب و میمکید خاتم ز قَحطِ آب، سلیمانِ کربلا از آب هم مُضایقه کردند کوفیان خوش داشتند حُرمَتِ مهمان کربلا آه از دَمی که لشکرِ اَعداء نکرد شَرم کردند رو به خِیمهی سلطانِ کربلا **** پس روی در بقیع به زهرا خطاب کرد وَحشِ زمین و مرغِ هوا را کباب کرد کِای مونسِ شکستهدلان حالِ ما ببین مارا غریب و بیکس و بیآشنا ببین اولادِ خویش را که شفیعانِ مشحرند در ورطهی عقوبتِ اَهلِ جَفا ببین آن تن که بود پرورشش در کنارِ تو غَلطان به خاکِ معرکهی کربلا ببین آن سَر که بود بر سرِ دوشِ نبی مدام یک نیزهاش ز دوش مخالف جدا ببین تنهای کشتگان همه بر خاک و خون نگر سرهای سروران همه بر نیزهها ببین
نظرات
هنوز نظری ثبت نشده — اولین نفر باش.