
متن مداحی
بر روی دستم غیر بال و پر نیاوردم شرمندهام حالا که خاکستر نیاوردم تو بی محلی کردی و من ریختم در خود اما صدایش را همیشه در نیاوردم از چه مرا پشت این در معطلم کردی اصلا شما گفتید سر، من سر نیاوردم بیچاره دلم ز داغت آشوب نشد اینگونه که من خشک شدم چوب نشد گفتی که دوای زخمهایت گریس تقصیر من است زخم تو خوب نشد در اختیار کسی نیست گریه دست شماست نمیدهند به ما گریه تا شما ندهید بیایید و نامۀ ما را نخوانده پاره کنید بیاییدو نامۀ ما را به مرتضی ندهید اگر بنای تو اینّست عدهای نروند ازین ببعد به ما نیز کربلا ندهید ***
نظرات
۰/۲۰۰۰
هنوز نظری ثبت نشده — اولین نفر باش.