
متن مداحی
شعر روضه 2 بر سرخی غروب نشسته سپیده ات جان بر لبم ز عمر به پایان رسیده ات آخر دل عموی تو را پاره پاره کرد آوای ناله های بریده بریده ات در بین این غبار به سوی تو آمدم از روی رد خونِ به صحرا کشیده ات پا می کشی به خاک تنت درد می کند .... بر بیت بیت پیکر تو خیره مانده ام آه ای غزل چگونه ببینم قصیده ات باید که می شکفت گُلِ زخم بر تنت از بس خدا شبیه حسن آفریده ات گلبرگ های یاسمنت زیر و رو شده باغی از آه شعله زنت زیر و رو شده تقصیر استخوان سر راه مانده است شکل نفس نفس زدنت زیر و رو شده انگار جای فاصله ها پُر نمی شود از بس تمامی بدنت زیر و رو شده این نعل های تازه چه کردند وای من چشمت، لبت، رُخت، دهنت، زیر و رو شده
نظرات
۰/۲۰۰۰
هنوز نظری ثبت نشده — اولین نفر باش.