
متن مداحی
بر سَر مهمانی ویرانهام، بابا با سَر خود آمده جانانهام، بابا شمع دلم گشته و پروانهام، بابا قاصدک خستهی غمخانهام، بابا آمدی ای یار مرا هم ببر، بابا یا لَیتَنی کُنتُ لَکَ الفِدا اَبَا... با سَر خود چو میهمانم شدی، بابا شاهد این قد کمانم شدی، بابا آمدی و راحت جانم شدی، بابا راحت این زخم زبانم شدی، بابا گفته عدویم که ندارم پدر، بابا آمدی ای یار مرا هم ببر، بابا... طالب دیدار تو ای سر منم، بابا زائر خون لب دلبر منم،بابا دختر نیلی رُخ کوثر منم،بابا وارث آن سیلی مادر منم،بابا روی کبودم بنما خود نظر، بابا آمدی ای یار مرا هم ببر، بابا... بس که من از هجر تو محزون شدم، بابا قبلهی صد لیلی و مجنون شدم، بابا خون سَرت دیدم و دلخون شدم، بابا چون لب خونین تو گلگون شدم، بابا از غم خاکستر و آن خون سَر، بابا روی من از فاطمه دارد نشان، بابا قامت من گشته چو زینب کمان، بابا پای من از آبله شد خونچکان، بابا از غم تو بر لب من گشته جان، بابا روی تو بگشوده دلم بال و پر، بابا آمدی ای یار مرا هم ببر، بابا...
نظرات
هنوز نظری ثبت نشده — اولین نفر باش.