
متن مداحی
بر لب آبم و از داغِ لبت میمیرم هر دم از غصهیِ جان، سوز تو آتش گیرم (از داغ لبت، میمیرم)۳ مادرم داده به من، درسِ وفا داری را عشقِ شیرینِ تو آمیخته شد با شیرم تا که مامور شدم، علقمه را فتح کنم آیت قهرِ بیان، شد ز لبِ شمشیرم کربلا کعبهی عشق است و منم در احرام شد در این قبلهی عشّاق دو تا تقصیرم (از داغ لبت، میمیرم)۳ دست من خورد به آبی که نصیبِ تو نشد چشمِ من داد از آن آبِ روان، تصویرم باید این دیده و این، دست دهم قربانی تا که تکمیل شود، حج من و تقدیرم بدنم را به سویِ خیمهی اصغر مبرید که خجالت زده زان، تشنه لبِ بیشیرم (از داغ لبت، میمیرم)۳
نظرات
۰/۲۰۰۰
هنوز نظری ثبت نشده — اولین نفر باش.