
متن مداحی
بزرگی غمت بی حد و مرزه وجود تو از آب بیشتر میارزه تو که افتادی رو خاک عرش لرزید توقع داری زانوهام نلرزه حیا و احترامو قطع کردن ستون این خیامو قطع کردن نه اینکه قطع شد دستای تو نیز امید خیمههامو قطع کردن نبودِ تو شروع مشکل ماست نه نیزه نیست داغت قاتل ماست روی خاک این که تیرا پاره کردن نه مشکت نیست این بند دل ماست پناه قلب آشفتم اباالفضل نباشی از پا میفتم اباالفضل منی که درمون درداست اسمم تا دردی داشتهام گفتم اباالفضل چرا از خیر آب نگذشتی عبّاس بدون مشک برمیگشتی عبّاس تو مثل کوه پشتم بودی یک عمر ولی حالا شبیه دشتی عبّاس مگه این آسمون مهتاب نمیخواد یا چشمای رقیّه خواب نمیخواد اگه از شیرخواره هم بپرسی عمو میخواد و دیگه آب نمیخواد
نظرات
۰/۲۰۰۰
هنوز نظری ثبت نشده — اولین نفر باش.