
متن مداحی
بعدِ تو ناله اگر سر نکنم پس چه کنم؟ گریه بر غربتت آخر نکنم پس چه کنم؟ لب فرو بسته و آرام بسوزم چون شمع دیده از آتش دل تَر نکنم پس چه کنم؟ سوختم روز و شب از سوختنت بانویم یاد آتش زدن در نکنم پس چه کنم؟ **** درد داری، دست بر بازو بگیر امّا بمان پیش چشمم دست بر پهلو بگیر امّا بمان چهره میپوشانی از من گرچه دلخونم ولی جان حیدر، هرشب از من رو بگیر امّا بمان **** چه سوت و کوره خونمون تاریکه آشیونمون پاشو تو رو جون علی (به حال من روضه بخون) ۲ با تو سرشته شد گلم تویی تو حل مشکلم پاشو جوابمو بده آشوبه فاطمه دلم زهرا! سه ماهه رو گرفتی از مَحارمت زهرا! تنها شده علی ولی فدا سرت زهرا! فقط بگو میخوای بری، میاد دلت؟ تنهام بذاری غریب و بیکس، تو این مدینه آخرِ کار مرتضیٰ، بیتو همینه نرو عزیزم، خانوم خونم خدا نیاره روزی که، بیتو بمونم دعای من شفای توست این گریهها برای توست سکوت خونهی علی (محتاج یک صدای توست) ۲ پِلکهای خیستو نبند بازم کنار من بخند چرا برای رفتنت دستتو میکنی بلند؟ زهرا! چی با تو که تو فکر رفتنی بگم؟ زهرا! وقتی میخوای بری دیگه من چی بگم زهرا! درد دلامو بعد تو به کی بگم؟ همدم ندارم بعد از تو وللّٰه، بیکس و یارم میری ز دستم، داروندارم نرو عزیزم، خانوم خونم خدا نیاره روزی که، بیتو بمونم چشماتو رو به در ندوز لاغر شدی تو روز به روز من نوحهخون میشم تو هم برا حسین پیرهن بدوز غریب و بیکفن حسین ای پارهپاره تن حسین عالَم فدای روضهی پاشیده جسم و تن حسین زهرا! قرارمون کنار گود قتلگاه زهرا! کربُبَلا و ذکر "وا محمدا" زهرا! تو غرق ناله مثل زینبی و آه غریب مادر با سُمّ مرکب، جسمی کشیده کی سرتو حسینم از، قفا بُریده؟ رو خاک صحرا، پاشیده پیکر از روی نیزه، میوفته یک سر **** اگر میتوانی بمانی بمان عزیزم تو خیلی جوانی بمان **** گیرم که در درست شود سر چه میشود؟ سر را شکست عاقبتِ در چه میشود؟ گیرم دوباره حُرمت این خانه حفظ شد یک عُمر جای خالی مادر چه میشود؟ گیرم تمام شهر پشیمان شوند زود آخر تقاص خون برادر چه میشود؟ گیرم غدیر را همه از یاد بردهاند شأن نزول سورهی کوثر چه میشود؟ اینجا کسی نمیکند از خود سؤال که: پس آن سفارشات پیمبر چه میشود؟ زانو بغل گرفته علی گوشهی اتاق یارب! جواب غربت حیدر چه میشود؟ با مادری چنین شد و روضه ادامه داشت پس روشن است با دل دختر چه میشود **** آنکه آتش به در بیت وِلا زد، بد زد شَرَر انگار که در اَرض و سماء زد، بد زد مادرم فاطمه در کوچه سرش پایین بود بیهوا مادر ما را به خدا زد، بد زد دختری گوشهی ویرانه به بابا میگفت: زجر نامرد چه جانانه مرا زد بد زد
نظرات
هنوز نظری ثبت نشده — اولین نفر باش.