
متن مداحی
بعد یک سال چی بگم، درد و عذاب یادته که؟ بعد یک سال چی بگم، قحطیه آب یادته که؟ بعد یک سال چی بگم، اشک رباب یادته که؟ بعد یک سال دستای، سقّا رو خوب یادته که؟ بعد یک سال قاسم و نعلا رو خوب یادته که؟ بعد یک سال اکبر و عبا رو خوب یادته که؟ دَم حرم وداع آخر یادته؟ بوسیدم آروم زیر حنجر یادته؟ پیراهن یادگارِ مادر یادته؟ یادمه یادته غصّهی خیمه رو میخوردی، یادته؟ رقیه رو به من سپردی، یادته؟ گوشوارههاشو درآوردی، یادته؟ یادمه یادته نمیره یادم، چی رو تو دستات، میگردوندی دور سرِ من انگشترت بود، صدقه دادی، دفع بلا از معجر من غریبِ مادر غریبِ مادر... بعدِ یک سال چی بگم، تو رفتی یک سال تو بگو بعد یک سال چی بگم، تو بودی گودال تو بگو بعد یک سال چی بگم، باز میرم از حال تو بگو بعد یک سال واسه من، روضه رو حالا تو بگو بعد یک سال واسم از گرگای صحرا تو بگو بعد یک سال از خودت از سُمّ اسبا تو بگو از این به بعد رو تو میگی یا من بگم؟ سخته که باشه بذار حالا من بگم از غارت معجر زنها من بگم تو نگو من بگم از فتنهی زجرِ یه دنده من بگم رقیه رو کی موهاشو کَنده من بگم دستامو شمر میخواست ببنده، من بگم
نظرات
هنوز نظری ثبت نشده — اولین نفر باش.