
متن مداحی
بعضی روزا فکر میکنم بار گناهم کاری کرده با من که پیش تو روسیاهم از خجالت بسته نگاهم درونم میسوزه از سوزش آهم یاد گرفتاریم میافتم یاد اون لحظهای که میبرنم به یاد غسل و کفنم یاد فشار قبرم و فریاد زدنم یاد عذاب و بدنم یاد اون لحظهای که دوتا مَلَک سوال کنن یاد ساکت شدنم یاد اون شلاقایی که میزنن روی تنم که بگو خدات کیه قبلت کجاست چیه کتابتو اسم پیمبرتو بگو کمکم کن نمونه جوابم توی گلو تو سوال اولی بگم علی دیگه هر چی که بگن بگم حسین مَن قِبلَتُک حسین مَن دینُک حسین مَن امامُک حسین مَن کتابُ حسین دینم حسین روحم حسین خونم حسین عشقم حسین اول حسین آخر آخر حسین قبله حسین مکه حسین کعبه حسین زمزم حسین صفا صفا حسین دینم دینم زینب و حسینه قبلم قبله م بین الحرمینه سینهزن تو وقتی که میخواد بمیره دَمِ آخر دَم میگیره اگه بگن حالت چطوره میگه دلم چشم به راه مَقدم حضرت امیره آخه شنیدم موقع مردن تو میای پا میذاری روی سرم خودت نگفتی که میام با پدرم همراه جدّ اَطهَرَم با حسنم برادرم منتظرم باش که میام با مادرم اگه اومدی بالاسرم یه بار بگو به مادرت این بیچاره نوکرته بگو به بابات این غلام قنبرته بگو به امام مجتبی این دیوونه گریه کن مادرمه و مست تو و خواهرمه به مادرت بگو که این بنده اگر ناسپاسه ولی دلدادهی عطر گل یاسه تو عاشقی هر چی می دونه معلم عشقش عباسه دینم دینم ولای عباسه قبلم قبلم برگ گل یاسه دینم دینم زینب و حسینه قبلم قبلم بین الحرمینه روی زمین یه شهر رویایی میبینم نگو دریایی میبینم چشامو میبندم و توی دلم یه کربلایی میبینم وقتی که از دور میرسی دو تا نور تا آسمون تلألوئش تا کهکشون دیگه از کعبه نپرس نام و نشون اگه دیدی پاهات میلرزه تا حرم روی زمین بدنت رو بکشون دعا کن تا میرسی به قادریه بشینی رو پلههای زینبیه تو همون جا با لطف ارباب نفس آخر بکشی با اون نفس نعرهی حیدر بکشی نفس آخر بکشی علی علی علی...
نظرات
هنوز نظری ثبت نشده — اولین نفر باش.