
متن مداحی
بغضِ او در گلویِ دریا بود اشکِ او آبروی دریا بود یک طرف بانگ تشنگانِ حرم یک طرف های و هویِ دریا بود (الا یا ایها الساقی ادرکاسا و ناولها که عشق آسان نمود اول، ولی افتاد مشکلها)۳ بوسه دادن به مشک خالی او واپسین آرزویِ دریا بود به سقایی، رود عباس، شور افکنده در دلها الا یا ایها الساقی ادرکاسا و ناولها چون نسیم آمد و سبک پر زد آفتابی که روی دریا بود سر و دست و تن و جان داد و مقصودش نشد حاصل که عشق آسان نمود اول ولی افتاد مشکلها چو عباسِ دلاور واژگون از عرشه ی زین شد ز تاب جعده مُشکینش چه خون افتاده در دلها (الا یا ایها الساقی ادرکاسا و ناولها که عشق آسان نمود اول ولی افتاد مشکلها)۳ بوی مرطوبِ گریه میآمد چشمِ او باز سویِ دریا بود عزیزان غرق خون شب پر، تلاطم دشتِ پر دشمن کجا دانند حال ما، سبکبالانِ ساحلها (الا یا ایها الساقی ادرکاسا و ناولها که عشق آسان نمود اول ولی افتاد مشکلها)۳ کاش دریا ز تشنگی میمرد کاشکی او عموی دریا بود اسیری میرود اهل و، عیالِ سیدِ طاها جَرَس فریاد میدارد، که بر بندید محمل ها (الا یا ایها الساقی ادرکاسا و ناولها که عشق آسان نمود اول ولی افتاد مشکلها)۳
نظرات
هنوز نظری ثبت نشده — اولین نفر باش.