
متن مداحی
بنگر به حال خواهر زار تَکیدهات حرفی بزن با زینب قامت خمیدهات آن قاتلی که در بَرِ ما مست میکند انگشتر عقیقِ تو در دست میکند **** بیا نگار آشنا، شب غمم سحر نما برای نوکریِ خود، شَها تو مفتخر نما ای گلِ وفا حسین معدنِ سخا حسین میکُشی مرا حسین **** کربلایی نشدم خجلت از این غم دارم تا ابد در دلِ خود شورِ مُحرم دارم **** بیقیمتم و جز تو خریدار ندارم گرچه سیَهرو شدم غلام تو هستم خواجه مگر بندهی سیاه ندارد گیرم بخرندم به کسی کار ندارم **** در آن نفس که بمیرم در آرزوی تو باشم بدان امید دهم جان که خاک کوی تو باشم علی الصباح قیامت که سر زِ خاک برآرم به جستوجوی تو خیزم به گفتگوی تو باشم لطفی که کردهای تو به من مادرم نکرد ای مهربانتر از پدر و مادرم حسین
نظرات
۰/۲۰۰۰
هنوز نظری ثبت نشده — اولین نفر باش.