
متن مداحی
(ای بهشت مدینه شهر رسول باغ سر سبز لالههای بتول)۲ (تو بهشتی ولی بهارت کو ای قرارِ همه، قرارت کو)۲ شِکوِه بر درگَه خدا داری نالهی وامحمدا داری شهرِ احمد، کجاست احمدِ تو از چه خاموش شد محمّدِ تو ای جهانِ وجود، هستت رفت خاتمالانبیا ز دستت رفت گرد غم بر فلک نشست نشست پشت شیر خدا شکست شکست گرد غربت مدینه را به سر است از مدینه علی غریب تر است حسین جان... او که بار بلای اُمت برد او که پا بر نجات خلق فشرد جگرش را ز طعنه چنگ زدند به جبینش ز کینه سنگ زدند بارها اُمت ستم گُستر بر سرش ریختند خاکستر بر قدمهاش خار افشاندند کاذبش گفته ساحرش خواندند چون پدر با عدو تکلّم کرد با لب غرق خون تبسم کرد بارها جان خویش داد ز دست تا که گردد بشر خدای پرست وقت رفتن نخواست از امت اجر، الا مَوَّدت عترت بعد عمری خون دل حقت ادا شد یا محمد آیههای کوثرت از هم جدا شد یا محمد آن کس که داد نصبت هزیان به مصطفی از کینهاش به صورت زهرا نشانه بود با آن همه سفارش پیغمبر خدا پاداش دوستی علی تازیانه بود (یارب مقیره مادر ما را چگونه زد)۲ کز جای تازیانهی او خون روانه بود روح پاکش ز تن چو گشت رها باز گردید دست توطئهها بود روی زمین جنازهی او که شکستند عهد تازهی او منکر آیهی شریفه شدند بانی فتنهی سقیفه شدند از جحیم سقیفه خصم شریر آتش افروخت در بهشت غدیر چیره شد دست ظلم بر مظلوم غصب شد حق چهارده معصوم گر چه در نظم، قدرتم دادند چه کنم حکم وحدتم دادند ورنه پیوسته میزدم فریاد که کجا فاطمه ز ما افتاد روز غصب خلافت علوی گشت پامال، حرمت نبوی در سقیفه ستم به مولا رفت آتش از بیت وحی بالا رفت شعله افروختند بر در وحی آیهای شد جدا ز کوثر وحی زخم شمشیر بر سر حیدر گشت اجر رسالت دیگر حمله بر حجت خدا کردند فرق او را ز هم دو تا کردند بعد قتل علی امام حسن گشت همچون پدر غریب وطن ریخت یک آسمان بلا به سرش خون شد از غیر و آشنا جگرش زهر کین زد شراره بر دل او عاقبت جعده گشت قاتل او آسمان بس که خون به جامش ریخت جگرش خون شد و ز کامش ریخت روز تشییع، در برِ یاران پیکرش شد ز تیر، گلباران بارش تیر و جسم یار کجا؟ یاس زهرا و نیش خار کجا؟ تیرها بود کز حجاب کفن برد سر در تن امام حسن آل هاشم اگر چه خون جگرید این خبر را به خواهرش نبرید سوز زخم درون بس است بر او دیدن تشت خون بس است بر او یوسف فاطمه حسین عزیز انقدر اشک از دو دیده نریز مجتبی هم به غربت تو گریست هیچ روزی بسان روز تو نیست در حسن زخمِ چند چوبهی تیر در تو زخم هزارها شمشیر (کربلا سنگ بر جبینت خورد تیر بر حلق نازنینت خورد)
نظرات
هنوز نظری ثبت نشده — اولین نفر باش.