
متن مداحی
به احادیث و روایات رجوع کردم ... زیر و رو کردم ، کلی از روایت و حدیث نابو ... بچشم یه قطره فضل بوترابو ... تا بفهمم چیه معیار حسابو ... بشمارم جرعه فضائل جنابو ... وقتی دیدم رد کرده آفتابو ... توی لیلة المبیت حتی تو خوابو ... تو نبردش عبدود دیده شتابو ... صفحه به صفحه ورق زدم کتابو ... تا رسیدم به چنین روایتی ناب ، یه حدیث قدسیه از دو لبای نبی ... لَوِ اِجْتَمَعَ اَلنَّاسُ عَلَى حُبِّ عَلِیِّ ... نمی آفرید خدا جهنمش رو اگه همه عالم بودن فقط محب علی ... علی حقه ، مرز بین کفر و ایمانه ... علی قرآنه ، جلوی بوذر و تماره و سلمانه ... علی سلطانه ... علی لالایی هر شب یتیمانه ... شاه خوبانه ، ذره ای از خاک پاش ملک سلیمانه ... مرد مردانه ... ***** سر سجاده به شکرانه رکوع کردم ... سجده آوردم که پناهندم تو قلعه ی مولا ... رو زمین بود اما دیدنش تو عرش اعلا ... نه فقط عرش معلا که چهل جا ... منجی نوح نبی بوده تو دریا ... مرده زنده کرده واسه ی مسیحا ... سر اعجازه واسه عصای موسی ... و لَما خلقتم حدیث لولا ... و هزاران از این سر مگوها ... همشون نمی رسن به این فضیلت ... وقتی فاطمه زن خونه ی این مرده ... چه مقامی ، درجات فضلو رد کرده ... همه عالمم اگه دشمن مولا شن ... یه تنه فاطمه دور علی می گرده ... علی شیر هر نبرده ، یل پیکاره ... علی سرداره وقتی که روی لبش یا فاطمه داره ... این یه اخطاره ، یکی نیست بگه به این مرحب بیچاره دست برداره ... رو به رو شدن با این مرد خطر داره ... بابا کراره ...
نظرات
هنوز نظری ثبت نشده — اولین نفر باش.