
متن مداحی
به اِلتِماسِ نگاهِ یتیمهای خودت به دستهای کَریمانهی دعای خودت بیا دوباره دعا کن ولی برای خودت برای پَهلو ، بازو و دست و پای خودت فقط برای نرفتن دعاکنی باشد برای بیکَسیِ من دعاکنی باشد همین که دیدمت از صبح بهتری امروز به سُفره، نانِ خودت را میآوری امروز دوباره دست به پَهلو نمیبَری امروز نگو به فکرِ جدایی ز حیدری امروز که گفته پیرشدی و جوانیات رفته؟ خدای من نکند مهربانیات رفته کمی مراقبِ خود باش، فکرِ جانت باش به فکرِ من نه، کمی فکرِ کودکانت باش تو باش، با تَنِ زخم و قَدِ کمانت باش بمان و قدرتِ زانوی پهلوانت باش همان که بَست دَرِ خانه دستِ حیدر را مَخواه باز ببیند شِکسته، حیدر را خدانکرده به تابوتِ مرگ تَن دادی که دستِ بیکَسیام را به دستِ من دادی اگر به دُخترکَت چندتا کَفَن دادی بگو برای حسین از چه پیرهن دادی؟ **** تو بارِ رفتن بستی علی حلال کند؟ تو بِینِ بَستر هستی علی حلال کند؟ تو بِینِ شُعله نِشستی علی حلال کند؟ تو بِینِ کوچه شِکستی علی حلال کند؟ (تورا به جانِ حسینت نگو حلالم کن) ۲ از این غریب بِخَر آبرو حلالم کن **** اگه اون روز روزِ پُرسوز یکمی بودم بزرگتر توی کوچه، میشدم من سِپَرِ بلایِ مادر
نظرات
هنوز نظری ثبت نشده — اولین نفر باش.