
متن مداحی
به این دل شکستهام بیا صفا ببخش به درد لاعلاج من بیا دوا ببخش به یک اشاره زائرِ تو میشوم حسین به من دوباره یک براتِ کربلا ببخش ببخش اگر کبوترِ دلم شکستهپَر شده نمیرسم به گنبدِ تو ببخش اگر که هفتهها گذشته و نیامدم شبی کنار مرقدِ تو من و همین نوشتهها به یاد آن گذشتهها دلم هوای کربلا کرد چه خوب بود صحن تو غروب بود صحن تو مرا به سمت خود صدا کرد سخن دوباره آشناست وطن اگر که کربلاست من عاشقی وطن پرستم کشیده شد گِلم به تو سپردهام دلم به تو به این و آن که دل نبستم حسین حسین حسین حسین حسین حسین حسین حسین جان... مرا کنار سفرهات نشاندهای چه خوب مرا به بزم روضهات تو خواندهای چه خوب رساندهای دل مرا به زیر پرچمت مرا به آرزوی خود رساندهای چه خوب چه خوب اگر که جان سپردنم به شوق تو شود یه گوشهای زِ هیئت تو چه خوب اگر که رزق آخرم در این جهان شود به توشهای زِ تربت تو عجب نصیب و قسمتی شود عجب سعادتی اگر تویی که باوفایی به نیّت نجات من به ساعت وفات من دَمی به بالینم بیایی محبتِ تو آبروم زیارت تو آرزوم زیارتی به وقت مُردن صفای دیدن تو و سرم به دامن تو و به دستهایت جان سپردن حسین حسین حسین حسین حسین حسین حسین حسین جان... در این زمانه عاشقت به غیر غم چه داشت اگر نبود عشقِ تو بگو دلم چه داشت و بی تو زندگیِ من نفس نفس چه بود و بی تو روزگار من قدم قدم چه داشت چه داشتم اگر خدا تو را به من نداده بود برای من دار و نداری چه میشدم اگر غلامِ خانهات نمیشدم بنازمت که شهریاری به یاد ماجرای تو به سینه گفتهام بسوز که یار و همدم تو باشم به یاد زخمهای تو به دیده گفتهام ببار که اشک مرهمِ تو باشد تمام لحظههای من صدای من نوای من با گوشه چشمت جان گرفته پایان پذیرد این جهان اما تو هستی جاودان عشق از دلم پیمان گرفته حسین حسین حسین حسین حسین حسین حسین حسین جان...
نظرات
هنوز نظری ثبت نشده — اولین نفر باش.