
متن مداحی
به جای قلب من خانوم سکوت خونه رو بشکن چرا مثل تموم شهر غریبی میکنی با من تو این روزای دلتنگی سر سجاده میشینی دارم اشکاتو میبینم چشات تاره نمبینی خبر دارم نمیمونی، میخوای اما نمی تونی 4 *** تو محراب پریشونی نماز گریه میخونم باید من جای تو بودم به تو جونم رو مدیونم تو فکره رفتنی نمیدی دل به اصرارم پریشونیتو می بینم دلت تنگه خبر دارم خبر دارم نمیمونی، میخوای اما نمی تونی 4 *** رسیده موقع رفتن داری بارت رو می بندی نزن آتیش به قلب من چرا تو گریه میخندی تو میری مرد میدونت میشینه گوشه ی خونه نباشی هم زبون من دیگه حرفی نمیمونه کنار ِ بسترت هر شب حسن با گریه میخوابه دیگه تو فکر ِ چی هستی حسین بالا سرش آبه خبر دارم نمیمونی، میخوای اما نمی تونی 4 *** [ چرا در خانه ی ما یک نفر مهمان نمی آید ندارم شکوه ای از کس چرا سلمان نمی آید ... رفتم برون ز خانه که گریم برای او دیدم علی به غربتِ من گریه می کند خون نیست می چکد ز گریبان به دامنم پیراهنم به زخم بدن گریه می کند ظلمی به من رسیده که وقت عیادتم قاتل کنارِ بستر من گریه میکند] ***
نظرات
هنوز نظری ثبت نشده — اولین نفر باش.