
متن مداحی
به جرم آنکه ندارم پدر زدند مرا شبیه مادر پشت در زدند مرا خبر نداشتم اینها، چقدر نامردند خبر نداشتم و بیخبر، زدند مرا خدا کند که عمویم ندیده باشد، چون پدر درست همین دور و بر زدند مرا پدر، وقت غذا تازیانه میآمد نه ظهر و شام که حتی سحر، زدند مرا سرم سلامت از این کوچهها، عبور نکرد چقدر مثل تو ای همسفر، زدند مرا چه بین طشت، چه بر نیزهها زدند تو را چه در خرابه، چه در رهگذر، زدند مرا فقط نه کعبِ نِی و تازیانه و سیلی سپر نداشتم و با سپر، زدند مرا مگر به یاد که افتادهاند، دشمنها که بین این همه زن، بیشتر زدند مرا ؟ زدند مادرتان را، چهل نفر یک بار ولی چهل منزل، صد نفر زدند مرا
نظرات
۰/۲۰۰۰
هنوز نظری ثبت نشده — اولین نفر باش.