
متن مداحی
به جز از علی نباشد، به جهان گرهگشایی طلب مدد از اوکن، چو رسد غم و بلایی چو به کار خویش مانی، در رحمت علی زن به جز او به زخم دلها، ننهد کسی دوایی ز ولای او بزن دم، که رها شوی ز هر غم سر کوی او مکان کن، بنگر که در کجایی بشناختم خدا را، چو شناختم علی را به خدا نبردهای پی، اگر از علی جدایی علی ای حقیقت دین، علی ای فروغ مطلق تو جمال کبریایی، تو حقیقت خدایی نظری ز لطف و رحمت، به من شکستهدل کن تو که یار دردمندی، تو که یار بینوایی در چشم من آیینه علی،آب علیست مهتاب علی، مهر جهانتاب علی خون سر او کنتر سجاده نوشت مظلومترین شهید محراب، علی در راه نماز، جان بیافشاند علی بر خلق نماز را شناساند علی با این همه چون شهید شد در محراب گفتند مگر نماز میخواند علی؟ ای تیغ جان ستان، که شکستی سر مرا بنشاندهای به داغ پدر، دختر مرا ای تیغ جانگداز چه بودی که زهر تو چون شمع آب کرد همه، پیکر مرا ای تیغ، بارها تو در این چند روز عمر افسردهای ز کردهی خود خاطر مرا روزی ز شعله شعلهی آتش بر آمدی تا سوختی تو خانهی من، سنگر مرا روزی لگد شدی و شکستی به ضربتی پهلو و قلب فاطمهی اطهر مرا گیسو نمانده زیر پایت پهن سازم در کربلا غارت شده فرش حریمت حسین...
نظرات
هنوز نظری ثبت نشده — اولین نفر باش.