
متن مداحی
به جز این عشق، عشق دیگر نیست نسرودن از او میسر نیست با نبیِ مکرم اسلام به جز از او کسی برادر نیست آن که در لیلةالمبیت جز او هیچ کس در میان بستر نیست هنر او به عبد بودن اوست هنر او به فتح خیبر نیست زیرِ طوفانِ ظلم، فریادی از سکوت علی رساتر نیست (صاحب عزّ و آبرو نشود هر کسی خاک پای قنبر نیست)۲ هیچ کس جز علی در این برهوت صاحب چشمهسار کوثر نیست ملک و جن و انس میگویند که امیری به غیر حیدر نیست که علی دست قادرِ ازلیاست خلقت ماسوی به دست علیست (گر بیوفتد رَه مجنون به شبستان نجف میزند هویی کشان، سر به بیابانِ نجف) ۲ (عزت آن است شوی خاک کف پای پدر کربلا رفته در این حال به قربان نجف)۲ کعبهام زادهی شهریست که نامش مکهست ولی قبلهام مسجع شهریست به عنوان نجف ابر و باد مَه و خورشید و فلک در کارند بارکالله بگیرند ز سلطان نجف دست ما شکر خدا پیش کسی نیست دراز رزقمان میرسد از گوشهی ایوان نجف سعدیا مرد نکونام نمیرد هرگز ولی شرطش آن است که باشد از غلامان نجف
نظرات
هنوز نظری ثبت نشده — اولین نفر باش.