
متن مداحی
به حرف آمدی و جاودانه ات کردند یگانه حجله نشین میانه ات کردند سرت به بستن این بند کفش بند نشد شتاب کردی و شوق یگانه ات کردند تمام دشت ز عمامه ی تو ترسیدند سپس به شکل حسن ها روانه ات کردند تو سوره بودی و تسبیح دست من بودی هجا هجا شدی و دانه دانه ات کردند به روی پیکر تو پای هر کسی وا شد زره نداشتنت را بهانه ات کردند به جرم گفتن «احلی من العسل» قاسم شبیه موم عسل خانه خانه ات کردند چقدر بوسه گرفتتند از قد و بالات فرشته ها همه چون آستانه ات کردند چقدر فاصله در بند بندت افتاده که با عموی تو شانه به شانه ات کردند
نظرات
۰/۲۰۰۰
هنوز نظری ثبت نشده — اولین نفر باش.