
متن مداحی
به رسم خوبی آیینه ها محبت کن تبم گرفت و دلم خوش ز من عیادت کن برای آنکه بگویی فراق یعنی چه بیا وخامت حال مرا روایت کن مریض دوریام و مبتلا به هجرانم دوباره درد گدا را دوا به تربت کن در آرزوی زیارت تمام شد عمرش دعای مادرِ پیر مرا اجابت کن نشسته ام دم بازار تا مرا بخری برای دل خوشی ام لااقل تو قیمت کن طبیب کربوبلا ، درد من فراق علی ست مرا نجف ببر و باز هم طبابت کن برای اینکه سگ پاسبان او باشم به پیش شیر خدا خواهشاً وساطت کن بیا ز خوشه ی انگور بر ضریح نجف برای تشنه لبان علی سقایت کن کفن که دست مرا بست دست تو باز است هر آنکه رفت و چنین خوانده بود رحمت کن و دست باز تو یعنی بیا در آغوشم به کشتگان غم خود بغل عنایت کن در این زمانه که مردم هزار دسته شدند به دستههای عزایت مرا هدایت کن بهای رفتنت از خیمه اشک چشم همه ست از عاشقان غمت دعوی غرامت کن میان خیمه رقیه هنوز منتظر است برای دلخوشیاش آیهای تلاوت کن عقیله هست حواسش به کودکان و زنان میان گودی گودال خواب راحت کن اسیر پنجهی گرگان غزالهای تو شد ز اوج نیزه نگاهی به اوج غربت کن مگر اثر کند این بار و زجرشان ندهد ز نیزه خطبه بخوان زجر را نصیحت کن
نظرات
هنوز نظری ثبت نشده — اولین نفر باش.