
متن مداحی
به من گفتهاست از هم چند روزی بیخبر باشیم۲ همین یعنی جدایی ولی آهسته آهسته۲ همین که شعله زبانه کشید زهرا سوخت همین که شعله زبانه کشید بَلوا شد اگرچه جمعیت از روی فاطمه رفتند دوباره فاطمه فرمود: یاعلی، پا شد پِیِ ثواب جماعت زدند زهرا را مُغیره آمد هنگامهی فُرادیٰ شد چنان زدند زن و مردِ شهر این زن را جوازِ کشتن بی سرپناه اِمضا شد جوانکُشی ز همین کوچه باب شد مردم که روی خاک، علیاکبر اِرباً اِربا شد پسر بزرگ نموده عصای دست شود پسر بزرگ نمودم، خاکِ صحرا شد علی علی..... ولدی ولدی.... یازهرا، یازهرا...
نظرات
۰/۲۰۰۰
هنوز نظری ثبت نشده — اولین نفر باش.