
متن مداحی
به پرندهها برسونید یه پرنده بی پر و باله دیدنِ دوبارهی پرواز دیگه آرزوی محاله ببریدم، زیر سقفِ آسمون تا یکم آفتاب، رو سرِ منم بتابه تشنگیمو، به کسی نمیگم امروز حالِ من خیلی خرابه دیدم، کاشکی نمیدیدم همه عزیزامو، که تشنه جون دادن دیدم، کاشکی نمیدیدم گرسنه بودن که، رو خاکا افتادن «زینب»۳ راضیام از اینکه تونستم سپرِ بلای تو باشم بعد از اینکه رفتی عزیزم پیش بچههای تو باشم من به جای، همه تازیونه خوردم من به عشقِ، داداشم دووم آوردم من هنوزم، همهی تنم کبوده روزی صد مرتبه مردم دیدم، کاشکی نمیدیدم که شعله به جونِ، معجرا افتاده دیدم، کاشکی نمیدیدم خیمهی نیمسوخته، رو سرا افتاده «زینب»۳ از جلو چشام واسه حتی یک دقیقه هم که نمیره دست و پا زدی و میدیدم نفست با نیزه میگیره خنجری که، کنده و تیزی نداره محتضر رو، به چه روزی در میاره؟ حنجرت رو، کاش نمیبوسیدم اون روز آرزویی که تو گودال داشتم این بود کاشکی راحتت بزاره دیدم، کاشکی نمیدیدم اسبای جنگی رو، تنِ تو راه رفتن دیدم، کاشکی نمیدیدم که پیر مرداشون، روت با عصا رفتن «زینب»۳
نظرات
هنوز نظری ثبت نشده — اولین نفر باش.