
متن مداحی
بکش خط به روی گناه گنهکار نظرکن به روی سیاه گنهکار به آه پشیمان به آه گنهکار به شرمی که دارد نگاه گنهکار شدم بد گرفتار أَجِرْنا مِنَ النَّار نمانده برایم خدا چاره دیگر بِخر های و هوی مرا بار دیگر ندارم به غیر از تو یار دیگر ندارم عزیزم خریدار دیگر فقط دارم اصرار أَجِرْنا مِنَ النَّار گرفتار نفسم گرفتار آتش شدم با گناهان خریدار آتش به شانه کشیدم فقط بار آتش به خود تکیه کردم به دیوار آتش شده وقت اقرار أَجِرْنا مِنَ النَّار مرا عفو کن که شب اعتماد است حقیرم حقیرم گناهم زیاد است حسابم خراب است حسابم کساد است حساب گدایت به پای جواد است به او کار بسیار أَجِرْنا مِنَ النَّار برای همه لطف و جودی مرا هم برای همه خیر و سودی مرا هم از اوّل تو بخشیده بودی مرا هم ببر تا نجف پس به زودی مرا هم منم عبد فرّار أَجِرْنا مِنَ النَّار غریبم ولی آشنای حسینم غبارم ولی زیرِ پای حسینم بدم نوکر بیوفای حسینم اسیر غم کربلای حسینم بِده وقت دیدار أَجِرْنا مِنَ النَّار شنیدم مدینه، درآتش گرفته کمی گوشهی معجر آتش گرفته سر و صورت مادر آتش گرفته پس از فاطمه حیدر آتش گرفته علی سر به دیوار أَجِرْنا مِنَ النَّار مرا آفریده خدای حسن برای خودش نه برای حسن میافتم دوباره به پای حسن گدایم گدایم گدای حسن حسن اسم رحمان و اسم رحیم بخوان یا حسن یا علی یا عظیم هو الله روی دهن ریخته چه شوری در این جان و تن ریخته شراب مرا بوالحسن ریخته روی لب حسن جانِ من ریخته خُمارم خرابم در این مِیکده شبِ مستیام با حسن آمده همه برکتِ فصل گشتم حسن از اوّل فقط مِی سرشتم حسن بهشتم حسن سرنوشتم حسن نوشتم کریم و نوشتم حسن حسن پیشِ حق بود تنزیل داشت هوای مرا مثلِ فامیل داشت به سوز و به تبهای ماهِ خدا به خشکیِ لبهای ماهِ خدا به قندِ رُطبهای ماهِ خدا به العفو شبهای ماهِ خدا من عمریست که هرچه را خواستم فقط با حسن از خدا خواستم اَبَد بود از اوّل ازَل را شکست شبِ خلوتِ این محل را شکست علی گر درِ خیبر آورده است حسن چشمِ فتنه در آورده است
نظرات
هنوز نظری ثبت نشده — اولین نفر باش.