
متن مداحی
بگذار تا بگریم، چون ابر در بهاران کز سنگ ناله خیزد روز وداع یاران جان علی، ای سروسامان علی، قوت دستان علی روز فراقت شده چون شام غریبان علی آی دنیا میبینی دنیام از دستم رفت زانوهام میلرزه زهرام از دستم رفت بگذار تا بگیرم، جان دگر دوباره با من تکلمی کن حتی به یک اشاره یارعلی ماه شب تارعلی، یاور وغمخوار علی بعد تو یک چاه شود محرم اسرار علی تنهای تنهایم ماوام از دستم رفت ویرانه ویرانم زهرام ازدستم رفت زهرام از دستم رفت بگذار از درونم آتش کشد زبانه یارم تنش کبود است از ضرب تازیانه زخم تنت، خون روی پیراهنت داغ پروبال زدنت کشته مرا این شب آخر کبودی بدنت دلتنگم چون ماه شبهام از دستم رفت
نظرات
۰/۲۰۰۰
هنوز نظری ثبت نشده — اولین نفر باش.