
متن مداحی
بیابانی که خون بر قلب زینب شد همینجا بود همانجا که تن تو نامرتب شد همینجا بود تنت پامال سم چند مرکب شد همینجا بود اسیر مردمان نامؤدب شد همینجا بود همینجا بود افتادی و من هم با تو افتادم تو در گودال جان دادی و من صدبار جان دادم صدایت قطع شد بین حرم واویلتاه افتاد نگاهت قطع شد از ما به سمت ما نگاه افتاد سرت را میبرید و سمت ما لشکر به راه افتاد سرت با شمر بیرون رفت تن در قتلگاه افتاد تنور و دامن شمر و درخت و بر سنان رفتی مگر خواهر نداری روی دست این و آن رفتی بیا دو آیه بخوان غم شود فراموشم به جای خانه خولی بیا در آغوشم به دنبال سرت غم بیقرین خوردم چهل منزل چه طعنهها که از شمر لعین خوردم چهل منزل به پایت سنگها از آن و این خوردم چهل منزل تو از نیزه زمین خوردی زمین خوردم چهل منزل چهل منزل به هر سنگی که خوردی سنگ هی خوردم سرت را که بغل کردم ببوسم کعب نی خوردم الا یا ایهاالساقی ادرکاسا و ناولها شترها بی جهاز آمد فراوان گشت مشکلها بگویم دختران رفتند بیمحرم به محملها چه ها بر ما گذشت آه ای برادر بین محفلها عزیزم روضهها باز است دل را آب و آتش کرد فقط سربسته میگویم سکینه چند جا غش کرد تو را از من گرفتند و عزا کردند عیدم را بگویم چه کشیدهها که خوردم چه کشیدم را نمیدیدند اگر نامحرمان شمع چکیدهم را نشان میدادمت یک لاخه از موی سفیدم را جوانیهام قربان سر تو که مقدس بود همان بزم شراب شام بهر پیریام بس بود ********** پیش چشمام دورَت کردن عمامهات رو غارت کردن پیش چشمام رفتی از حال آه از خنجر ،آه از گودال کاش حرفی از گلو نشه کاش جسمت زیر و رو نشه کاشکی بعد از تو زینبت آه با شمر رو به رو نشه "بگو چکار کنم تا تو را خلاص کنم به شمر رو بزنم یا که التماس کنم" نبض حالم افتاد از پا از رو سینهاش پاتو بردار گودال از خون رنگی میشه سینهاش کمکم سنگین میشه "صدای در، دری که تو شعله سوخت دری که یه میخو توی سینه دوخت صدای جیغ توی خاکستر و دود کی میدونه چی تو دست فضه بود بابامم داره با اشک فریاد میزنه این زنی که دارید میزنید زن منه ..." پهلوشو با لگد نزن! این قدر حرفای بد نزن این خنجر خوب نمیبره اینجوری با حسد نزن! ای بیکفن حسین من نامردان از حرمت کوثر گذشتند در روی زهرا بود و آز آن در گذشتند
نظرات
هنوز نظری ثبت نشده — اولین نفر باش.