
متن مداحی
بیابونا نمیره از یادم تو راه شام و کوفه جون دادم تو خواب من از رو ناقه افتادم رو نیزه بودی بابا، رو نیزه بودی سه سالَتو چقدر دادند آزار گوشای خونیمو ندیدی انگار بذار بگم چی شد توی بازار؟ رو نیزه بودی بابا، رو نیزه بودی من اگه ده تا تو رو دوستت دارم ولی تو نُه تا منو دوستم داری خیر نبینه اونکه انگشترو برد آخه بابا تو یه انگشت کم داری (کاشکی عمه جای حنجرت بابا بوسه میزد پشت هم به گردنت) ۲ آخه این چه طرز سر بریدنه معلومه تو قتلگاه بد زدنت غریب گیر آوردنت... کسی از شامیان غیرت ندارد که پاس حُرمت اینان بدارد ز آلُ الله طفلی در خرابهست مگر این شهر قبرستان ندارد؟
نظرات
۰/۲۰۰۰
هنوز نظری ثبت نشده — اولین نفر باش.