
متن مداحی
بیا اجازه بده میهمان تو باشم تمام آرزویم است از آن تو باشم یاابنالحسن، آقا جان منی که بنجلمو کس پی خریدم نیست به چشمهایم اگر در دکان تو باشم عزیز فاطمه از هر که جز تو سیرم تا فقط گرسنهی یک لقمه نان تو باشم گناهان من آنقدر بر زمینم زد پری نماند که در آسمان تو باشم کشیدم از عذاب دوریت چه دردسرهایی گلاویزم ز هجرانت همیشه با خطرهایی به دریای غرور و کبر افتادم مرا دریاب عزیز فاطمه تو منجی درماندهترهایی به دور سفره مهمانی تو پادشاهانت ولی دنبال سائلها و اینگونه نفرهایی خبر داری کس دیگر سراغم را نمیگیرد میآمد کاش روزی از وصال تو خبرهایی گناه از غفلت ما بود چوبش را شما خوردید ز دست نوکرانت میخورید خون جگرهایی ألا یا اهل العالم إن جدی الحسین قتله بکربلا عطشانا منم که بیشتر از بچهها محتاج احسانم تویی که مهربانتر از تمامی پدرهایی بغل کردی مرا در خواب و بوسیدم عبایت را هنوز آن خواب خوش دارد به جان من اثرهایی بیاور نسخهی من را علاجم جز زیارت نیست برایم دوری از کربوبلا دارد ضررهایی
نظرات
هنوز نظری ثبت نشده — اولین نفر باش.