
متن مداحی
بیا ببین عمه، رسیده بابایم به سر رسیده دگر، تموم غمهایم خوش آمدی تو به کنج ویران، سر بریده وای بیا ببین که رقیهی تو، چهها کشیده وای بابا حسین، دخترت شده پیر ز کینهها، از دنیا شده سیر که دیده، کودکی زمینگیر امون امون از درد یتیمی... ای به زمین قبلهی افلاکیان عمهی کوچک امام زمان عدوی تو بابا، کشیده موی من چنان کشیده زده، به ماه روی من سهم رقیه تو سن کم شد قد خمیده وای عدوی نامرد برای گوشوار گوشو دریده وای پیشم بمون باباجان زهرا تا که نشم باز دوباره تنها دعا کن پر گیرم ز دنیا یه عمره از دست، آقا نمک گیرم هوامو داره حسین، وگرنه میمیرم شکر خدا من به زیر دِینِ رقیه هستم وای تا روز مرگم دشمن آل امیه هستم وای حسین بیا بنگر آه سردم دلم میخواد زایر تو گردم به دور شش گوشت بگردم امون امون از درد یتیمی... امون امون از درد غریبی...
نظرات
هنوز نظری ثبت نشده — اولین نفر باش.