
متن مداحی
بیا تا با شراب غم بسوزیم بیا تا هست این عالم بسوزیم بیا تا دَم بگیریم و بمیریم برای شاه صاحب دَم بسوزیم بر آن شاهی که موهای سپیدش به روی نیزه شد پرچم بسوزیم به یاد هاجری که رفت و آمد ولی جاری نشد زمزم بسوزیم ز داغ غارت پیراهنی سرخ سیه جامه در این ماتم بسوزیم به یاد ساربانی بی مروت که برد انگشتو با خاتم بسوزیم به یاد اشرف اولاد آدم ز پستی بنی آدم بسوزیم به یاد غیرت مرد علمدار بیا تا مثل یک محرم بسوزیم خلاصه تا بخواهی ماجرا هست بیا سوته دلان با هم بسوزیم بیا تا با شراب غم بسوزیم بیا تا هست این عالم بسوزیم بیا تا دَم بگیریم و بمیریم برای شاه صاحب دَم بسوزیم بر آن شاهی که موهای سپیدش به روی نیزه شد پرچم بسوزیم ***** سری به روی نیزه بلند است در برابر زینب خدا کند که نباشد سر برادر زینب حسین، حسین، حسین ای شهریار هر دو عالم لشکرت کو؟! ای صاحب مُلک سلیمان انگشترت کو؟! حسین، حسین، حسین چی کار کردی با دلم؟! حسین، حسین، حسین من بی حسین میمیرم میمیرم، میمیرم حسین، حسین آقام، آقام، آقام حسین، حسین
نظرات
هنوز نظری ثبت نشده — اولین نفر باش.