
متن مداحی
بیا تا یک گل عشقی بکاریم اونم حالا که یک توراهی داریم حالا که هم حسن هست هم حسین هست بیا تا اسمشو محسن بزاریم حالا که دل ز هر غصه کندیم بیا به روی همدیگه بخندیم بیا تا هرکی غیراز شادی در زد در این خونه رو به روش ببندیم ولی یک روز تموم میشه خوشیها جلوی خونهمون هیزم میارن علی رو واسه بیعت به مسجد برای عبرت مردم میارن دلت میسوزه از تنهایی من دلم میسوزه از تنهایی تو میدونم خوب نمیتونی ببینی بمیرم کم شده بینایی تو غم تو دیگه زهرا کرده پیرم الهی تو نمیری من بمیرم همهش تو حسرت اینم نشد که قلافو آخر از دستش بگیرم الهی هیچکی زندگیش نیفته جلوی چشم قوم و خویش نیفته الهی صد تا مرد آتیش بگیرن ولی یک زن توی آتیش نیفته کسی برای تسلیت نیومد کسی اینجا به این نیت نیومد اگه خودم ندیده بودم اینو میگفتم هیچی جمعیت نیومد ولی یک جمعیت ریختن تو خونه بههم دوختن زمینو با زمونه حسن زانوی غم بغل گرفته حسین داره به زیر لب میخونه: "فلک دیدی چه خاکی بر سرم کرد به طفلی رخت ماتم در برم کرد الهی بشکنه دست مغیره میون کوچهها بیمادرم کرد" ***
نظرات
هنوز نظری ثبت نشده — اولین نفر باش.