
متن مداحی
بیا ماه زینب که کارم تمومه سرِت روی نیزه هنوز روبهرومه نشسته به جونم غمِ اون نگاهت که جا مونده قلبم توی قتلگاهت شدی رُو به قبله، جدا شد سر از تن شدم رُو به قبله، بیا قبلهی من به لبهای عطشان، تو در کنج گودال من اینجا غریب و شکستهپَر و بال ندارم آرزویی، هِی بهونهتو من میگیرم از بعدِ کربوبلا، دارم از غصّهها میمیرم از غمِ کوفه و شام، تب دارم وای... ***** مرا خونجگر کرد غمِ کربلایت بگو از کجایَش بگویم برایت چه گویم که هر دَم، به زخمم نمک خورد تو از نیزه دیدی رقیّه کتک خورد عجب آتشی زد بر این قلب مضطر نگاه یهودی به ناموس حیدر زدم اینهمه من، به مَحمِل سرَم را ولی من ندادم ز سر مَعجرم را مگه میره ز یادم، رُو نیزه بود هلال من من کتک میخوردم و گریه میکردی به حال من ندارم آرزویی، هِی بهونهتو من میگیرم از بعدِ کربوبلا، دارم از غصّهها میمیرم از غمِ کوفه و شام، تب دارم وای...
نظرات
هنوز نظری ثبت نشده — اولین نفر باش.