
متن مداحی
ای جان جهان جهان جان ادرکنی قیوم زمین و آسمان ادرکنی احیاگر صد دم مسیحا القوس یا حضرت صاحب الزمان ادرکنی یا صاحب الزمان... بیخودی نیست گدا دست تمنا دارد زهر از دست شما مزهی حلوا دارد گرچه محشر همه از هم بگریزند ولی یاد امروز تو کی ترس ز فردا دارد باز هم ماه محرم شد و ما اینجاییم هر که اینجاست در اغوش شما جا دارد میرسد سود در اینجا به ریاکاران هم چه رسد انکه به تن جامهی تقوا دارد فرشها بوی پر و بال ملایک دارد هر که شد خادم تو جنت الاعلا دارد میهمانهای دهه دعوتی فاطمهاند هر که دعوا شده از فاطمه امضا دارد ریشهی انس میان من و تو کودکی لست هر که اید به گدایی ید طولا دارد چادر مادر من تکیه شد و بعد از ان چادرش عطر خوش چادر زهرا دارد باد به پرچم تو خورد و مرا جان بخشید هرچه بوی تو دهد حکم مسیحا دارد فرصتی ده که تو را گریه کنم، زیرا که قطرهای از اشک عزا وسعت دریا دارد در پی دسته دویدم، نفسم بند امد هر که پای تو نفس زد، دم گیرا دارد علم و بیرق و زنجیر و غذای نذری مجلس روضهی تو اینهمه عیسی دارد صاحب جاه شود هر که گدای تو شده سائل کوی شما منسب اقا دارد فانح جنگ شود هر که حسینی باشد شیعه با شور شما شوق فتحنا دارد پیروهن مشکی ما عین لباس رزم است جنگ ما تازه از این لحظه تماشا دارد ترسمان نیست به این معرکه عادت داریم با حسینیم همه شوق شهادت داریم شب تیره به استقبال نور ماه میاید خبر پیچید در صحرا حسین از راه میاید برای لمس گیسویش نسیم دشت بیتاب است زمین کربلا امادهی دیدار ارباب است قدم میزد علیاکبر پدر محو تماشایش دل ایینه را برده قد و بالای رعنایش رسیده ساقی اهل حرم پرچم تکان داده فرات از دیدن سقا، دهانش اب افتاده عمو خم شد، رقیه مینشیند بر سر دوشش رباب از راه میاید، علیاصغر در اغوشش لالایی لالایی لالایی لالایی لالایی عزیزم بزرگ کاروان آنکه بهم ریزد عوالم را دلش تنگ حسن میشد، بغل میکرد قاسم را بنی هاشم رسانده خویش را اطراف یک مرکب بگو دنیا سرش پایین بیاید امده زینب تمام چشمها در پیشگاهش کور خواهد بود حجاب این عقیله پردههای نور خواهد بود ندای اُسکتو فوراً طنین انداز خواهد شد پر جبریل پیش پای زینب باز خواهد شد نقاب مصطفایی را شده نقش نگین بانو علی و فاطمه تلفیق شد در ذات این بانو ببین کوه صلابت را چه نیرومند میآید وقار از شوکت این زن، زبانش بند میآید امان از ظهر عاشورا، چنان از حال خواهد رفت تمام هستیاش با شمرها گودال خواهد رفت سنان اطراف حسینش تاب خواهد خورد عزیز تشنه کامش نیزه جای اب خواهد خورد چه جنجالی میان لشکر هر کاره میبیند دلیل کشمکشها را لباسی پاره میبیند دم مغرب شده با سر به زیری میرود زینب خدایا لال کن ما را اسیری میرود زینب حسین
نظرات
هنوز نظری ثبت نشده — اولین نفر باش.