
متن مداحی
خَمَّرتُ طینَتِ الآدم بِیَدِ الحیدر قطعاً خلق شده این عالم بید الحیدر آره علیِ اونی که هوامو داره علیِ خلقت اهل بیت کار خداست خلقت بقیه کار علیِ شه مردانه فراتر از انسانه معلّم سلمانه علی مضمون کتاب المیزانه مؤلف قرآنه تا روز محشر ولایت حیدر غیر قابل کتمانه علی عالی اعلا ستون عرش معلا میبره اسمتو مولا ضربان دلو بالا شور محرمه یا علی رزق دو عالمه با علی تسبیح حضرت فاطمه، مولا علی نَفَسِ بانوی بنی کلاب رجز ساقی و یل رباب همهی عالم میخونن ابوتراب زن اگه عقیلهی هاشمیه رفته به علی، هر جلوه علی خطبه میخونه و غوغا میکنه هم شأن علی، با لحن علی اگه میدون میرفت این زن بود همرزم علی، با عزم علی معجرش بام علی هر قدم گام علی میجوشه تو رگش غیرتِ اسلامِ علی فریادش به جهان میوزه وقت اذان باید خراب شه مأذنه بینام علی علمدار زینب یاور و یار زینب اباالفضله در وقت پیکار زینب چهل منزل شد خط نگهدار زینب بنازم بر شاه دخت کرار زینب عالم رو بیقرار میکرد شیر رو علی شکار میکرد مولا یکی دیگه رو میزد یکی دیگه فرار میکرد علی یا علی، ناصر النبی قاهر العدو، والی الولی علی یا علی، تا که اومدی مرهب رو زدی، بی معطلی بسم رب المحشر، مرحبا یا حیدر میزنی از تن سر، میکنی از جا در طوری که انگار در نداشته اصلا خیبر و قبره فی قلوب من والاه تو دلم داری حالا کربلا حسن و صبره فوق صبر ایوب با تو عاشقی خوبه عشقُنا حسن سید رویایی من حضرت زهرایی من علت آقایی من سایه رو سرم داری عادت به کرم داری جا توی دل کل عرب و عجم داری تو که تو فداییهات از ما بهترم داری ابوفاضل رو داری علی اکبرم داری رقیه وقتی که پیش اباالفضله رسیده عطر مادر به اباالفضل اباالفضل کاشف الکرب حسینه رقیه کاشف الکرب اباالفضل ای رویاییترین توی کل دخترا از همه باباییترین تو جمال و تو جلال از همه زهراییترین ای شهزادهترین دختر حسینی و زینت کاشانهترین توی سلسه ولی از همه آزادهترین به تنهایی ذوالفقار مولایی ای ستارهی عشق آسمان زیبایی به تنهایی ماه عالم آرایی تو مخاطب خاص خندههای سقایی فریضه باشه واجب باشه وقت اذان مغرب باشه یه جماعت به امامت علی بن ابی طالب باشه تصور کن علی نماز رو که میبنده خود خدا فقط ذوق میکنه میخنده به خدا ما هزار ساله پی اینیم که ثابت بکنیم علی خداست یا بنده شاهنشاه لو کشف حیدر عزت و شرف حیدر جانشین مصطفی خلیفهی خلف حیدر خوش به حال اونی که روبروی ایوونت سجده میکنه هر موقع که میآد نجف حیدر تو که نقاب میبندی دو صد حکایت دارد فقط همان چشمانت نماز وحشت دارد دشمن جلو آمد و نگاهش کردی یک پلک زدی خلع سلاحش کردی او که یل شامی عرب بود چه شد این گونه حقیر و رو سیاهش کردی جانم به تو ای سقا بیتیغ و سپر حتی با لشکری از اعدا میجنگی فتنه همه از شامه لعنت به امان نامه بستی به سر عمّامه میجنگی ای قمر بنی هاشم ابوفاضل
نظرات
هنوز نظری ثبت نشده — اولین نفر باش.