
متن مداحی
بیش از این سوختن نمیخواهم گریه بر خویشتن نمیخواهم (مده زحمت به بازویت مادر به خدا پیروهن نمیخواهم)2 درد داری تو استراحت کن نیمه شب آب من نمیخواهم ای که غم دیده از وطن هستی بعد از این من وطن نمیخواهم وا اماه 4 *********** فکر عریانی مرا کم کن غرق در خون کفن نمیخواهم وقت قتلم مَیا سوی گودال وقت کشته شدن نمیخواهم تو ببینی که شمر میآید از تو بر سر زدن نمیخواهم روی تو سایهای کبودین داشت سر سالم به تن نمیخواهم پیش از این .... *********** شاد کن جان من که غمگین است رحم کن بر دلم که مسکین است روز اول که دیدمت گفتم آن که روزم سیه کند این است نکشد کس کمان عشق با زور عشق شاه همه سلاطین است بی رخت دین من همه کفر است با رخت کفر من همه دین است ********** گه گهی یاد کن به دشنامم سخن تلخ از تو شیرین است بنوازی و پسش بیازاری آخر ای دوست این چه آیین است روز اول که به استاد سپردند مرا دیگران را هنر آموخت مرا مجنون کرد ********** منبع: باب الحرم ***********
نظرات
هنوز نظری ثبت نشده — اولین نفر باش.