
متن مداحی
بیمارت ای علی جان جز نیمه جان ندارد میلی به زنده ماندن در این جهان ندارد بگذار تا بمیرد دزین باغ پر بگیرد مرغی که حق ماندن در اشیان ندارد بگذار کس نداند در پشت در چه بگذشت من لب نمی گشایم محسن زبان ندارد شهری که در امان است حتی یهود در ان در بین خانه خود زهرا امان ندارد ای ناله ها بر ایید ای لاله ها بریزید گلزار وحی دیگر سرو روان ندارد یا زهرا مدد همه جا تیرگی از دود سیاه غم بود اسمان سوخته اوضاع فلک در هم بود سینه ها را شرر ناله به جای دم بود اشک بر دیده و خون بر جگر عالم بود سخن از ولوله محشر کبری میرفت دود بالا ز دره خانه مولا میرفت کاش جبریل امین زاتش دل پر میسوخت همه دیدند که از بیت خدا در میسوخت پشت در سینه صدیقه اطهر میسوخت سینه فاطمه و قلب پیمبر میسوخت هیچ دانی که چه با حاصل پیغمبر شد باغ اتش زده را غنچه و گل پرپر شد یا زهرا مدد جنت وحی کجا و شرر نار کجا محفل دوست کجا خصم ستم کار کجا تن رنجور کجا شرر نار کجا سینه عصمت حق صدمه مسمار کجا از جگر ناله ام الحسن امد بیرون نه بگو جان علی از بدن امد بیرون من نگویم که علی اشک به رخ چون میریخت اه پنهانی او شعله به گردون میریخت پاره های دلش از حنجره بیرون میریخت عوض اشک ز چشم تر او خون میریخت من ندانم که چه امد به سر بانویم مصطفی ناله زد و گفت خدا پهلویم یا زهرا مدد
نظرات
هنوز نظری ثبت نشده — اولین نفر باش.