
متن مداحی
بین نه سال زندگی با هم هیچ چون و چرا نمیکردیم خواب بر چشممان نمیآمد تا که بر هم دعا نمیکردیم *** بین نُه سال زندگی دیدی آن صفایِ قدیم کم کم رفت نه نه، تصمیمِ هر کسی با توست تو بگویی نرو، نخواهم رفت *** روز اوّل که دیدمت گفتم آفتاب یگانهام آمد دست من را به دست تو دادند گفتم آقای خانهام آمد *** [سیر نزولِ ما همه سیر صعودی است معراج میبرد فقرا را طناب فقر] *** یاد داری شب عروسیِمان عرش را گلفروشِ من کردی من که یادم نمیرود اصلاً گوشواره به گوش من کردی *** همهی صورتم اذیّت شد راهِ را که بست در کوچه جان این بچهها حلالم کن گوشواره شکست در کوچه *** ای امام مدینه حیف از تو که مغیره به تو سلام کند (امام علی): راستی ای حبیبه اسما کو (بیبی): رفته تابوت را تمام کند ** این حسین مرا که مبینی حرفی از سینه پهلویش نزدم تو خودت شاهدی که از اول بیوضو دست بر مویش نزدم *** شاعر: علی اکبر لطیفیان
نظرات
هنوز نظری ثبت نشده — اولین نفر باش.