
متن مداحی
بین پر افشانی هزار کبوتر شد قلم این قصیده، قامت یک پر دفتر شعر من است، بال فرشته جوهر شعر من است، خون کبوتر دست بریده گرفت دست مرا هم تا بنویسم، شکست پشت برادر تا بنویسم حرم، پناه ندارد تا بنویسم امان، ز غصهی معجر غربت آل نبی ز غفلت مردم حرمله را راه داد، غفلت دیگر فتنهی فصل خزان، فتنهی طوفان آینههای حرم، شکست مکرر آن همه سنگ سیاه، هرچه شکستند آیینهها، بیشتر شدند منور خون شهیدان چراغو، شاه چراغ است آیهی نور است بیت آل پیمبر غرق شودبین خون این همه عاشق فتنهی تکویری و منافق و کافر (فتنه به دشمن چراغ سبز نشان داد تا مگر آتش زنند، باز بر این در )۲ اشک رباب و رقیه، اشک سکینهاست قطرهی خونی که ریخت، از رخ خواهر آن پسرهشت سالهایی که به خون خفت عاشق و هم نام توست، یا علی اصغر حرمله در کف گرفت،تیر و کمان را آه دوباره هدف، سپیدی حنجر حضرت خیرالنسا، گریست برای سرخیه چادر نماز مشکیه مادر از هجوم دشمنان، بیت خدا را در، شکست پهلوی زهرا مگو، پهلوی پیغمبر شکست رکن قرآن قلب احمد، سینهی حیدر شکست فاش گویم هر دو رکن فاتح خیبر، شکست ظاهراً با یک لگد، محسن در آنجا کشته شد باطناً یک سوم اولاد زهرا، کشته شد غنچهی نشکفتهی گردیده پرپر، محسن است کشتهی راه پدر، در بطن مادر محسن است اولین قربانیه ساقیه کوثر، محسن است مُهر مظلومیت آل پیمبر، محسن است محسن زهرا که جان، در مکتب ایثار داد جان به یاری پدر، بین در و دیوار داد حیف از محسن، که رخسار برادر را ندید در بر مادر فدا گردید، مادر را ندید داد جان در راه حیدر لیک، حیدر را ندید روی بابا، روی مادر، روی خواهر را ندید کودکی نوزاده در بیت سیادت کشته شد حیف از آن کودک که او، پیش از ولادت کشته شد
نظرات
هنوز نظری ثبت نشده — اولین نفر باش.